العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

310

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

سپس خداى تعالى به او فرمود : تو پسنديده شده و انتخاب‌شده‌اى و در تو نورها بامانت نهفته شده بواسطه خاطر تو بطحا را آفريدم و آسمان را يرافراشتم و آب را جارى كنم و قرار دادم ثواب و عقاب و بهشت و جهنم را و بلند ميكنم خاندان ترا نشانه براى هدايت و در آنان رازهايم را بامانت ميگذارم بطورى كه رازى بزرگ و كوچك از آنان پنهان نماند و پوشيده نماند بر آنان پوشيده‌اى آنان را حجت خود بر مردم قرار دهم و نور عزتم را در دلهايشان جاىگزين كنم ، آنان را بر كانهاى جواهر گنجهايم آگاه نمايم . سپس خداى تعالى از آنان گواهى و اقرار بپروردگارى و يكتائى گرفت و اينكه امامت در ميان ايشانست و نور با آنانست سپس خداى سبحان آفريدگانش را در نهانش پوشاند و آنان را پنهان كرد در دانش پوشيده‌اش و بلند كرد جهانها را و به حركت در آورد آب را و كف آشكار شد و دود حركت كرد پس عرش به آب بالا برآمد ، بعد آفريد فرشتگان را از نورى كه آفريد و نوع‌هائى كه اختراع نمود بعد موجودات را آفريد كامل كرد آنها را بعد به توحيدش نبوت را همنشين كرد پس گواهى دادند برايش آسمانها ، زمينها ، فرشتگان ، عرش ، كرسى ، خورشيد ، ماه ، ستارگان ( و هر چه كه در زمين بود ) به نبوت و برترى بعد آدم را آفريد و برترى آدم را بر فرشتگان آشكارا ساخت و نماياند به آنان آنچه را كه ويژه آدم قرار داد از علم پيشين پس او را محراب و قبله براى فرشتگان قرار داد . سپس بر او سجده كردند و حقش را شناختند بعد خداى تعالى حقيقت آن نور را براى آدم روشن كرد و سر نهانى را آشكار نمود . پس در او چيزى بامانت سپرد به او سفارش كرد و او را آگاه نمود كه آن نور از آفرينش است بعد از صلبى انتقال به صلب پاك ديگر داد تا كانون رحمهاى پاكيزه تا رسيد به عبد المطلب ، سپس آن نور را بسوى عبد اللَّه افكند بعد خدا